کاظم
  
 ادبی سیاسی
 
مهر 1386
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 25 فروردین ماه سال 1386
دلبانگ ۲

 

 

دلبانگ  ۲  

 

      بیچارگی در چاره ای بود سالها پیش مختوم به  دعایِ خیرِ " نبودن "  و " نمردن "  ،  وقتی ادراکِ بدوی ، بن بستِ هراس میدید هر دو راه را ،  که محکومِ حیاتِ ابدی نه سعادتمندتر است از متفکرِ نهایت جاهلِ مجبورِ مغروق  در  ورطۀ  بزرگ .

 

کومه کومه نه فسیلِ خشک ، که خمیرِ لهیدۀ متعفنِ بیشتر مقرون به یک بازیِ ناجوانمردانۀ " سگ باز و سنگ بسته " در مسیرِ قرونِ غبار گرفته ،  و سرابِ دلیجانی در افق ،  و دستی نوید بخشِ تازه هوایی ، آرزویِ منخرینِ مماس با گندابِ لاشه ها .

 

       در آستانۀ " فصلِ سرد "  و " خانۀ سیاه " ،  و قهقهۀ کریهِ " دیوِ شب " در چشمانِ ناباوری با آخرین زمزمه ها که " کدام قله ، کدام اوج " ؟ ؟ ؟‌‌‌ ؟ 

خوشا بحال تو بانوی شعرهای جوانی

که سِحرِ ماه  ز ایمان گله دورت کرد . . . .

( و من در آرزوی دست یازیدن به این قله های پخمگی . . . )

 

         و بعد که مهتابِ رویایی شد انعکاس نور خورشید روی یک کرۀ  محقر دیگر .  و لطافتِ باران که  شد سیرِ یابسِ  تبخیر ،  تجمیع ،  تبرید و  بارِش .   عشق . . . . . . . . .آه . . . . . . .  از شیفتگی نگاهِ  ماتِ مبهوت گذشت تا  " شبهای بوکاچیو " ،  " لاندا بوزانکا "  و  " گی دو مو پاسان " .  و  " مجنون "  دوباره " قیس " شد ، شفای جنونش مدیون مکاشفۀ  " لیلی " در راز معجزۀ هزاران سکۀ بهارِ آزادی !

 

        هبوط از ستارۀ افلاک تا ستارۀ دریا ،  " پنج گانه " ای  نه " یگانه " ای را آگاهانه ، که " پنج گانه " ای خزنده در اعماق ، " تسبیح گو " یِ  کورِ غریزیِ  افسانۀ  جذب  و هضم  و دفع !

 

         گمنامی را باکم نیست  ،  " کتیبه "  بگو متراشند . . . . "  کفشهایم " همینجاست ، جفت بر درگاه . . .  و " پیراهن تنهائی " ام سالهاست در چمدان . . . . تنها یک تمنا ،  یک التماس .  . . .  تاریکِ  تاریکِ  تاریکِ  تاریکم کن . . . .  که بد جور به  آفتاب آلوده ام   " شاسوسا "  . . . . 

 

 

 

 

 


 
پنجشنبه 16 فروردین ماه سال 1386
سهم تو از اسمان « درد » است . . .

 

نقل بعینه از درد آشنای گرانقدر ، وبلاگ دیار شهود

 

سهم تو از آسمان « درد » است . . .

 

وقتی آسمان را قسمت می کردند ،

سیاهچاله اش به تو رسید

بعدها اما

با کلی دوندگی در " بنیاد "  ،

یک ستاره مصنوع در آن چاله کاشتند ،

گفتند: بیا این هم چشم تو !

...

 

وقتی عیسی

مسیحایی می دمید ،

و مردگان زنده می کرد

صدای هس هس نفسهای " شیمیایی " تو را نشنید

تا در ریه هایت

بجای کپسول اکسیژن ، بدمد !

...

 

وقتی همه خوابند ،

تو بیداری

و مشغول نظاره مستند " حیات وحش "

تنازع بقاء باکتریها و میکروبهای " زخم بستر " ت

و خیانتهای گلبولهای سفید ،

که بالاخره کدامیک بر این سرزمین بکر " قطع نخاعی "

حکم میرانند !

...

 

وقتی یک لشکر آدم از حبل المتین آویزان بودند ،

تا هر کدام سهم خویش از آسمان بکنند

یک فلان فلان شده ای

طنابت را برید

تا باز به این مرداب متعفن هبوط کنی ...

سهم تو از آسمان ،

نه باغهایی است که رودها زیر درختانش جاریند ،

و نه حوریان درشت چشم

و نه سیب و گلابی و انار .

سهم تو از آن ،  " درد " است !  همین ...

...

 

تو تبعید شده ای

به دنیای مدرن ،

سرزمین گاوها

راستی ...

چه خوب این باغچه را بیل زدی ،

تا گوسفندان در مزارع سرسبزش ،

بچرند،

و ...

" هر روز فربه تر از دیروز "

...

 

بلند شو بیا روی آینه را ببین ،

به یادگاری نوشته اند :

" عمرن ،

نمی آیم سراغت ،

امضاء ، عزرائیل " !

بلند شو ، بس نیست این 26 سال

که از تمام دنیا

مساحت همین یک " تخت " را بلدی ! ؟

...

 

می خواهم وکیل تو باشم ،

تا صفحه " کربلای پنج " را

از کتاب تاریخ چند هزار ساله مان حذف کنم !

بگذار برای امروزیان

جز خاطرات  " سرسره ناصری "

" ترکمانچای "  و  " کاپیتولاسیون "

هیچ نماند !

...

 

آهای اهالی آسمان ،

این بنده خدا ،

گوشه بیمارستان ،

بر روی تخت ،

بکدامین گناه

هنوز زنده است ! ؟

چرا صدایش را نمی شنوید ! ؟

.

.

.

.................................................

پی نگاشت:

 

1-      اگر تا اینجا آمدی و چشمانت خشک است ، دیگر دنبال معنای " قسی القلب " نگرد !

2-      گهگداری، اگر خدا توفیق داد و وقت خالی ! گیر آوردید ، مرحمت بفرمایید و سری به بیمارستانها و آسایشگاههای جانبازان بزنید، ثواب بسیار دارد !

3-      پیشنهاد می کنم در عالم خیال ، جوانی را تصور بفرمایید که 26 سال است روی تخت خوابیده . از سال 59 ، در حالیکه 15 سال بیش نداشته. قطع نخاع است از گردن و ....

4-     خیلی نامردیم...

 

 

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 20015


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها